حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

546

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

پيچيدن آوازهء ظهور تيمور تاش از يك طرف اصحاب امير على پادشاه و هواخواهان خاندان چوپانى را كه با امير شيخ حسن بزرگ دشمنى داشتند بقيام بر ضدّ او و پيوستن باردوى تيمور تاش دروغى تحريك كرد و از طرفى ديگر الملك النّاصر سلطان مصر را بوحشت انداخت . عاقبت دو شيخ حسن بزرگ و كوچك در 20 ذى الحجهء سال 738 در حدود آلاتاغ نخجوان با يكديگر روبرو شدند و قبل از آنكه جنگى درگيرد امير پيرحسين پسر امير محمود بن امير چوپان كه از سرداران شيخ حسن ايلكانى بزرگ بود اردوى او را رها كرده به طرف لشكريان پسر عمّ خود امير شيخ حسن چوپانى رفت و شيخ حسن بزرگ ناچار فرار اختيار نموده راه تبريز را پيش گرفت و با محمّد خان ايلخان ساخت ولى او بدست شيخ حسن چوپانى افتاده مقتول شد و آذربايجان و عراق در تصرّف چوپانيان درآمد و لشكريان امير شيخ حسن چوپانى بتعدّى و تعرّض اموال مردم مشغول شدند . سلطنت ساتى بيك ( 739 - اوايل 741 ) بعد از ورود بتبريز شانزده نفر از بازماندگان خاندان چوپانى پيش امير شيخ حسن كوچك آمده از او خواستند كه يكى از افراد خاندان هولاگو را بايلخانى انتخاب كند . چون مردى نامى از آن خاندان باقى نبود امراى هزاره‌ها و چوپانيان ساتى بيك دختر اولجايتو و خواهر ابو سعيد را كه با امير شيخ حسن بزرگ صفائى نداشت به اين مقام برداشتند و بفرمان شيخ حسن چوپانى نام او را در خطبه و سكّه داخل كردند و آذربايجان و ارّان تحت امر ساتى بيك و شيخ حسن كوچك درآمد ولى از ساير نقاط ايران و عراق هر قسمت آن را اميرى از امراى سابق اولجايتو و ابو سعيد يا خاندانى از خاندانهاى مطيع ايشان تحت حكم داشتند . بعد از مستقرّ كردن ساتى بيك بتخت ايلخانى امير شيخ حسن چوپانى بعزم دفع امير شيخ حسن ايلكانى به طرف قزوين حركت كرد شيخ حسن بزرگ از در صلح‌خواهى درآمد و سلطنت ساتى بيك را برسميّت شناخت و دو حريف يعنى دو شيخ حسن يكديگر را در آغوش گرفتند و قرار گذاشتند كه شيخ حسن بزرگ زمستان را در سلطانيّه بماند و شيخ حسن كوچك و ساتى بيك نيز بارّان بروند و در بهار قوريلتائى